کد خبر: 1354409
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۰
فعالیت‌های گروه‌های جهادی بانوان در گفت‌وگوی «جوان» با مدیر کارآمدی سازمان بسیج جامعه زنان
نقش‌آفرینی زنان در گروه‌های جهادی بخشی مهم از مبارزه است ما از همان جنگ ۱۲‌روزه، ستاد‌های پشتیبانی بانوان از جنگ را در پایگاه‌ها فعال کردیم. عنوانی هم به آن دادیم: «بانوی همیار محل»؛ به این معنا که لزوماً افراد عضو بسیج قرار نیست در آن حضور داشته باشند، هر کسی که توانمندی کمک به محله خود را دارد، می‌تواند در این قالب گروهی مشارکت کند. این طرح در همه شهر‌های کشور، پایگاه‌به‌پایگاه پیگیری شد، سراغ محله‌ها رفتیم، گروه‌ها را شناسایی و ایجاد کردیم
زهرا چیذری 

جوان آنلاین: دوران کرونا و حضور بسیجی‌ها و گروه‌های جهادی را یادمان نمی‌رود. در این بین خانم‌های جهادی در روز‌هایی که ماسک به کالایی کمیاب و ارزشمند تبدیل شده بود، چرخ‌های خیاطی‌شان را در خدمت دوخت ماسک برای مردم و کادر درمان به کار گرفتند و گروهی دیگر هم با تهیه الکل و بسته‌بندی اقلام بهداشتی در محله‌های مختلف در خانه مردم می‌رفتند و این اقلام را به رایگان در اختیارشان می‌گذاشتند. خرید کردن برای بیماران کرونایی و خلاصه هر کاری که می‌توانست به مردم کمکی کند و باری از دوش‌شان بردارد، از دیگر کار‌هایی بود که بانوان جهادگر همیشه پیشقدم آن بودند، البته که این صحنه‌ها برای آنهایی که دوران انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را دیده بودند، صحنه‌هایی آشنا بود. در جنگ تحمیلی سوم هم گروه‌های جهادی به در خانه کسانی که در حملات دشمن امریکایی- صهیونیستی آسیب دیده بودند می‌رفتند تا خانه‌ها را رفت و روب کنند و پرده‌ها و فرش‌های خاک‌گرفته آسیب‌دیدگان از جنگ را بشویند و خلاصه به اندازه توان‌شان کاری کنند تا درد جنگ‌زدگی برای آنهایی که آسیب دیده‌اند، کمتر شود. سراغ مرضیه افضلی، مدیر کارآمدی سازمان بسیج جامعه زنان رفتیم تا درباره این گروه‌های جهادی و اقدامات‌شان در جنگ رمضان، انگیزه‌ها و دستاورد‌های آن بیشتر بدانیم و بخوانیم. 

گروه‌های جهادی و بسیج جامعه زنان همیشه در بزنگاه‌ها کنار مردم حضور داشته‌اند و همراهی‌شان کرده‌اند. این گروه‌ها در جنگ رمضان چه اقداماتی را انجام دادند؟
ما از همان جنگ ۱۲‌روزه، ستاد‌های پشتیبانی بانوان از جنگ را در پایگاه‌ها فعال کردیم. عنوانی هم به آن دادیم: «بانوی همیار محل»؛ به این معنا که لزوماً افراد عضو بسیج قرار نیست در آن حضور داشته باشند، هر کسی که توانمندی کمک به محله خود را دارد، می‌تواند در این قالب گروهی مشارکت کند. این طرح در همه شهر‌های کشور، پایگاه‌به‌پایگاه پیگیری شد، سراغ محله‌ها رفتیم، گروه‌ها را شناسایی و ایجاد کردیم. کار مهم بعدی، آموزش کمک‌های اولیه به عموم مردم بود که اگر با حادثه‌ای مواجه شدند، بتوانند به حفظ جان خود و اعضای خانواده‌شان کمک کنند. آموزش‌های پیشرفته‌تر هم برای عده‌ای خاص که توانایی و مهارت بیشتری پیدا کردند، ارائه شد تا به عنوان گروه امدادگر در محله حضور داشته باشند تا اگر حادثه‌ای رخ داد با ارائه کمک اولیه به آسیب‌دیدگان محل کمک کنند. این کار از جنگ ۱۲ روزه شروع شده بود و به‌طور مستمر ادامه داشت تا اینکه با جنگ رمضان مواجه شدیم. بعد از شروع جنگ رمضان، گشت‌هایی در محله‌ها راه افتاد. خواهران ما برای پشتیبانی از این گشت‌ها، حضور پیدا کردند و کار‌هایی مثل تهیه غذا و میان‌وعده در کارگاه‌ها را شروع کردند. خانم‌ها در قالب گروه‌های جهادی کار‌هایی همچون سبزی پاک کردن، خرد کردن و آماده‌سازی وسایل و لوازم لازم برای تهیه غذا را انجام دادند یا میان‌وعده و حتی بسته‌های تنقلات برای مدافعان امنیت درست می‌کردند. در تعدادی از پایگاه‌های کشور که امکان داشت، این گروه‌های بانوان جمع شدند و به بسته‌بندی و تهیه غذا پرداختند. در بعضی نقاط کشور که امکان حضور جمعی نبود، کار بین خانه‌ها تقسیم شد. این فعالیت تقریباً در سراسر کشور عمومیت داشت. در نقاطی از کشور که آسیب‌هایی به وجود آمد، گروه‌های جهادی خواهران برای کمک به خانواده‌هایی که منازل‌شان پر از خاک و آوار بود، ورود کردند و در حدی که یک خانم بتواند کمک کردند؛ اینکه خاک و آوار کم‌حجم داخل خانه را خارج کند، فرش‌ها را بشوید و کار‌های کوچک قابل‌انجام توسط بانوان را انجام دهد، فعالیت داشتند یا اگر مدارسی نیاز به تمیز کردن داشتند و در نهایت به کمک خانواده‌هایی که دچار آسیب شده بودند ورود پیدا کردند. در کنار این فعالیت‌ها، جریانات عمومی همیشگی را هم ادامه دادیم؛ کمک به خانواده‌های نیازمند که همواره انجام می‌شد، در زمان جنگ نیز- با وجود نیاز بیشتر- همچنان تداوم پیدا کرد. به این ترتیب گروه‌های جهادی سعی می‌کردند فشاری را که به خانواده‌ها وارد می‌شود، کاهش دهند. 

 آیا فعالیت‌های جهادی خانم‌ها در دوران جنگ به همین خلاصه می‌شد؟ در بحث کار‌های فرهنگی چه اقداماتی داشتید؟
یک بخش دیگر از این فعالیت‌ها هم به حوزه فرهنگ مرتبط می‌شد مثل تهیه پرچم. کارگاه‌های خیاطی، وقتی نیاز به تولید پرچم بود، پای کار آمدند و دوخت پرچم را رایگان انجام دادند. برخی کارگاه‌ها حتی جان تازه‌ای گرفتند. این کار به فضای فرهنگی کشور هم کمک می‌کرد. در ضمن، یک کار دیگر هم داشتیم: سر زدن به خانواده‌های شهدا، به ویژه آنهایی که فرزند دختر داشتند تا در حد کمی هم که شده کمک کنیم تا این دختر‌ها شاد شوند. حضور در سطح شهر‌ها هم بخشی از کار فرهنگی است. تولید و توزیع مواد غذایی برای موکب‌ها هم بخش دیگری بود که خانم‌ها در آن مشارکت دارند. این موکب‌ها برای آن برپا شد تا مردمی که برای زمان طولانی در خیابان حضور دارند و احساس خستگی می‌کنند، ما با همان لقمه‌ای که می‌توانیم تهیه کنیم، کمک می‌کنیم خستگی‌شان رفع و توان‌شان برای ایستادن در خیابان بیشتر شود. 

 آیا این کار‌ها به صورت سازماندهی‌شده بوده است یا خودجوش و از سوی خود گروه‌های جهادی پیشنهاد و ابداع شده‌اند؟ 
این حرکت‌ها عمدتاً خودجوش و برگرفته از مطالبه و انرژی خود مردم و گروه‌های جهادی بود. اصل ایده و پیشران کار از طرف خود مردم شکل می‌گرفت، مثلاً ایستگاه صلواتی بگذارند، تمیزکاری کنند، فرش و پتو بشویند یا پرچم بدوزند. مجموعه بسیج هم در جایگاه تسهیلگر و بسترساز وارد می‌شد تا کار راحت‌تر و مؤثرتر انجام شود. در واقع، اگر مطالبه و درخواست از طرف خود مردم نباشد، نمی‌توان چنین کار‌هایی را به صورت دستوری و جهت‌دهی‌شده ایجاد کرد. مردم احساس نیاز می‌کردند که کاری انجام دهند، اما گاهی لوازم و ملزومات لازم را نداشتند یا مجوز برپایی یک موکب را تحمل نمی‌کردند. بسیج در این مرحله کمک می‌کرد تا آن لوازم فراهم شود و کار شکل و شمایل بهتری پیدا کند. همچنین مواردی هم وجود داشت که نیاز به اتصال بین گروه‌های مختلف در استان‌ها بود. مثلاً اگر استانی با کمبود نان مواجه بود، استان دیگر پای کار می‌آمد و آرد یا نان تأمین می‌کرد یا بین گروه‌های جهادی اشتغال‌زایی ایجاد می‌شد. در اینجا هم سازمان بسیج با توجه به اطلاعاتی که از نیاز‌ها و ظرفیت‌ها داشت، نقش هماهنگ‌کننده را ایفا و گروه‌های جهادی را به سمت رفع نیاز هدایت می‌کرد. علاوه بر این، گاهی مردم برای برپایی یک فعالیت نیاز به مجوز یا ارتباطات سازمانی داشتند که ممکن بود خودشان نتوانند به راحتی فراهم کنند. بسیج به عنوان یک مرجع قدیمی و شناخته‌شده، این امکان را برای گروه‌های مردمی فراهم می‌کرد تا بدون دغدغه‌های اداری و قانونی، کار خیر خود را انجام دهند، بنابراین اصل حرکت‌ها خودجوش و مردمی بود، مردم پیشران و مبدأ کار بودند و بسیج در نقش تسهیلگر، بسترساز، هماهنگ‌کننده و رفع‌کننده موانع (مانند تأمین لوازم، ایجاد ارتباطات بین استانی و اخذ مجوزها) عمل کرد تا کار‌ها به بهترین شکل ممکن انجام شود. 

 در حالت عادی، شاید حتی برای خودِ یک خانم هم سخت باشد که خانه خودش را تمیز کند. تصورش هم مشکل است که کسی بدون دریافت هزینه، برود خانه دیگری را تمیز کند یا چنین کار‌هایی را انجام دهد، اما چه شد که گروه‌های جهادی به این فکر افتادند که چنین کاری انجام دهند تا حال مردم و کسانی که در این ماجرا آسیب دیده‌اند، بهتر شود؟
ما در متن یک مقاومت ملی و یک ایستادگی مردمی در برابر فشار‌های جهانی قرار داریم. هر فردی دوست دارد در این مقاومت ملی نقشی داشته باشد. فرقی نمی‌کند نظامی باشد یا غیرنظامی. وقتی می‌بینیم آسیب‌دیده، هموطن ماست و با ما فرقی ندارد، ما یک پیکر واحد هستیم و می‌خواهیم به پایداری کل جامعه کمک کنیم. این انگیزه به قدری قوی است که انسان را وامی‌دارد بیاید و کمک کند تا مشکل رفع شود. واقعاً حس زیبا و غریبی است. شب وقتی با آن کسی که در آوار مانده هم‌حس می‌شوی، احساس می‌کنی داری کاری برای کشورت انجام می‌دهی. اینکه من بخشی از یک مقاومت بزرگ هستم و یک اراده ملی برای ایستادگی وجود دارد، انگیزه‌ای بسیار قوی و لذ‌تبخش است. انگیزه این گروه‌ها آن است که هر کس به اندازه توان خودش به کشورش کمک کند. این انگیزه‌ها الهی است. با توجه به آرمانی که داریم- ایستادگی در برابر فشار جهانی- این کار‌ها قداست پیدا می‌کند؛ کار مقدسی است. ممکن است کسی این کار‌ها را برای خودش هم انجام ندهد، اما وقتی برای دیگری انجام می‌دهد، برای انقلاب انجام می‌دهد، واقعاً لذتبخش است. این کار‌ها فقط یک فعالیت عادی نیست، بلکه بخشی از جهاد و مبارزه است. 

 این حرکت‌های جهادی و خودجوش چقدر رسانه‌ای شده‌اند و بازتاب‌های مردمی در برابر این حرکت‌ها چه بوده است؟
در مورد انعکاس رسانه‌ای، با توجه به محدودیت‌های اینترنتی که وجود دارد، خودِ مردم امکان انعکاس گسترده ندارند، اما خبرگزاری‌ها و رسانه‌های داخلی و فضای مجازی داخلی توانستند این تلاش‌ها را پوشش دهند. تقریباً همه گروه‌ها از کاری که انجام دادند، سند تهیه کردند. این انعکاس‌ها از چند جهت مهم بود؛ هم نشان دادن روحیه مقاومت مردم، هم دلگرمی برای کل جامعه. اتفاق جالبی که افتاد این بود که برخلاف بقیه دنیا که اگر حادثه‌ای رخ دهد، گاهی شاهد غارت امواج یا هرج و مرج هستیم، در اینجا برعکس، مردم مواظب همدیگر بودند و به هم کمک می‌کردند؛ کمک برای برگشتن به سر زندگی، برای آباد کردن خرابه‌ها، برای به وجود آمدن یک زندگی دوباره. این برای یک جنگ قابل تأمل است. رسانه‌های رسمی جهان هم در حدی اینها را انعکاس دادند، اما رسانه‌های خودی بیشتر به آن پرداختند. 

 نکته‌ای که برای خود من بسیار جالب بود این بود که ما همیشه فکر می‌کردیم حرکت‌های مقدسی مثل پشت جبهه‌ای- خانم‌هایی که می‌رفتند پتو می‌شستند، لباس رزمنده‌ها را می‌کردند، لباس می‌دوختند- شاید در جامعه امروز دیگر تکرار نشود. تصور ما این بود که جامعه عوض شده است، اما در جنگ رمضان ما شاهد بودیم که همان فضا دوباره بر جامعه حاکم شد؛ همان فضا‌های فداکاری، همان ایستادگی. از نگاه شما با وجود همه تغییراتی که جامعه داشته، چه چیزی باعث شده است که باز هم همان انسجام، همان ایستادگی و همان فرهنگ کمک به همدیگر و ایستادن کنار هم را شاهد باشیم؟
به نظر من، ریشه این انسجام در سه چیز است:
۱- هویت ملی و مذهبی مشترک: این فرهنگ در ناخودآگاه جمعی ما ریشه دوانده و هر چقدر جامعه تغییر کند، در بحران‌ها سر بر می‌آورد. 
۲- آرمان مشترک: ایستادگی در برابر فشار جهانی و دفاع از ارزش‌ها، نیرویی فراتر از تفاوت‌های فردی و گروهی ایجاد می‌کند. 
۳- تجربه زیسته: نسل امروز اگرچه از نسل دفاع مقدس فاصله گرفته است، اما ناخودآگاه همان الگو‌ها را تکرار می‌کند، چون آن الگو‌ها پاسخگوی نیاز‌های عمیق انسانی است. 
در واقع، تغییرات سطحی جامعه نتوانسته است این لایه‌های عمیق همبستگی و فداکاری را از بین ببرد و هر بار در آزمون‌های بزرگ، این فرهنگ اصیل خود را نشان می‌دهد. 
کسانی که به گفتمان انقلاب و آن آرمان‌ها باور دارند، ممکن است مدل لباس‌های‌شان تغییر کرده باشد یا کلام و ادبیات‌شان نسبت به نسل قبل تفاوت پیدا کرده باشد، اما در باور‌های مشترک با نسل قبل، همین فداکاری را انجام می‌دهند. این فداکاری برای همان آرمان‌هاست. مفهوم جهاد و ایثار، مفاهیم مقدسی هستند که تاریخ انقضا ندارند؛ نمی‌توانیم بگوییم در یک بازه زمانی خاص قرار داشته‌اند و بعد به نسل بعد منتقل نشده‌اند. 

 چرا این ارزش‌ها بازتولید می‌شوند؟
این گوهر‌هایی که در نسل قدیم ما وجود داشت، باعث می‌شود که نسل جدید بتواند به سمت بازتولید آنها حرکت کند. خانم‌ها، آنهایی که مادر هستند، توانستند این ارزش‌ها را با همان سبک زندگی و با صورت‌های متفاوت، به فرزندان‌شان منتقل کنند، این معنا را دارند بازتولید می‌کنند. ما همه روز داریم می‌بینیم که در نسل‌های بعد هم همین اتفاق می‌افتد، چون جریان زنان امروز، ادامه‌دهنده همان جریانی است که در زمان حضرت زهرا (س) وجود داشته. ما دائم به آن بانوانی فکر می‌کنیم که در این جهاد، الگوی شهادت، ایستادگی و مقاومت بودند و با همین سرمشق‌ها پیش می‌رویم. این کنش‌ها، ادامه همان مسیر است. 

 چه اقشار و گروه‌هایی در گروه‌های جهادی حضور دارند؟
همه اقشار جامعه حضور داشتند. دانشجو، خانه‌دار، گروه‌های حوزه سلامت، همه و همه. هدف ما محله بود و در هر محله، همه این گروه‌ها افراد خودشان را دارند. خط قرمزی نداشتیم که بگوییم ورود برای افراد خاصی مجاز است. همه گروه‌ها حضور داشتند و مشارکت می‌کردند. شاید در خیلی موارد، شما استاد دانشگاه را می‌بینی که دارد پتو می‌شوید! هر کدام از خانم‌ها، با هر تحصیلات و شغلی که دارند، کاری را انجام می‌دهند که همان موقع مورد نیاز جامعه است. همانطور که در کف خیابان‌ها می‌بینید، همه جامعه حضور دارند. ما با این پرچمی که بلند کردیم، به دست هم یکی شدیم. وقتی پای میهن و ایستادگی برای وطن به میان می‌آید، مرز‌های دسته‌بندی‌های مختلف- قومیت‌ها، طبقات، سلیقه‌ها- از بین می‌رود. 

 ما در طول این مدت در کف خیابان‌ها شاهد پوشش‌های مختلف، مدل‌های مختلف و چهره‌های مختلف هستیم. آیا در گروه‌های جهادی هم این ترکیب را داریم؟
بله، اما نه به آن شدتی که شما در کف خیابان می‌بینید. ما اینجا هم تنوع را داریم، یعنی اگر فکر می‌کنید که فقط یک خانم چادری در این گروه‌ها حضور دارد، اینطور نیست. کاری که تعریف می‌شود، یک کار عمومی است و بستری که مهیا شده؛ بستری برای تمام قشر‌ها و سلایق جامعه که دوست دارند مشارکت کنند، حالا با هر حجاب و با هر الفاظی که ما به افراد نسبت می‌دهیم. 
این همان زیبایی بزرگ است؛ اینکه در بحران، همه مرز‌های ساختگی کنار می‌رود و انسان‌ها صرفاً به عنوان «هموطن» و «همراه» در کنار هم قرار می‌گیرند. وقتی باور مشترک به یک آرمان وجود داشته باشد، آن آرمان چنان نیرویی دارد که دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند و معرفت‌ها را کمرنگ نمی‌کند، بلکه برعکس، صمیمیت و همدلی را افزایش می‌دهد. همه باهم در کاری که برای محله‌شان، برای هموطن‌شان انجام می‌دهند، مشارکت می‌کنند. ما اینجا به عنوان یک انسان، عضوی از یک جامعه هستیم. در کنار هم قرار می‌گیریم و یک اصل مشترک داریم؛ دفاع از کشورمان. چیزی که ما را به هم متصل کرده، این است که باید از کشورمان دفاع کنیم، از همدیگر دفاع و به هم کمک کنیم. این همان چیزی است که ما را به هم نزدیک می‌کند، حتی ممکن است در بعضی مسائل باهم تفاوت باور داشته باشیم، اما الان در کنار هم هستیم. این کنار هم بودن‌ها نشان می‌دهد که بعضی از تصورات غلطی که نسبت به هم داریم، قابل از بین رفتن است. قالب‌بندی‌های ذهنی‌مان را کنار می‌گذاریم، باهم گفت‌و‌گو می‌کنیم و در همین موارد هم به هم نزدیک می‌شویم، چون این موقعیت می‌تواند یک فرصت باشد برای نزدیک شدن ما به آدم‌هایی که شاید کمی ظاهرشان با ما تفاوت دارد. تفاوت ظاهر، وقتی پای یک آرمان مشترک در میان باشد، دیگر مانع نیست، بلکه پلی می‌شود برای شناخت و نزدیکی بیشتر.

برچسب ها: کرونا ، بسیج ، نقش زنان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار